بزها را به تعداد زیاد شکار و نابود کردند: این فرشتگان امر تا حدودی از افزایش بعدی آنها جلوگیری کرده است. با این حال، سگها بزها را به مکانهایی بردند که نمیتوانستند آنها را دنبال کنند و سپس مجبور شدند برای غذا، فکها را نابود کنند. دستههای بزرگی از این سگها طلسم هنوز در زمینهای پست پرسه میزنند؛ اما ارتفاعات در تصرف دستنخورده بزهای وحشی است؛ که میتوان آنها را به صورت تعداد زیاد در حال گشت و شیاطین گذار دعانویس در مکانهای دین مرتفع و تقریباً غیرقابل دسترس، جایی که در امنیت زندگی میکنند، مشاهده کرد. به گفته آقای
کالدکلیف، که در این سفر همراه من بود، سقز ویژگی زمینشناسی این جزیره از جنس بازالت است.{305}سنگ سبز و تله، که دعانویس در نگاه اول آتشفشانی به نظر میرسد؛ اما با بررسی دقیقتر، ظاهر گدازه مانند سنگ به نظر نمیرسد که از منشأ آذرین ناشی شده باشد. رمال سنگ سبز پر لنده از بلورهای الیوین است که با تجزیه، حفرههایی شبیه دیواندره به حفرههای اسکوریه از خود به جا میگذارند. آقای کالدکلو گزارشی از این ساختار را به انجمن زمینشناسی ارائه داد. [163] در دفتر خاطرات جالب کاپیتان هال، فهرستی از نمونههای زمینشناسی و کانیشناسی وجود دارد که یکی از
آنها از ماس-آ-فورا [164] با عنوان «گدازه حفرهدار» نامگذاری شده است. آیا ممکن است موکل جن همین سنگ در حالت تجزیه شده نباشد؟ مرحوم آقای برترو، که مجموعههای گیاهشناسی او از شیلی بسیاری از گیاهان دارویی اصلی اروپا را غنی کرده است، مرا برای جمعآوری مجموعهای از گیاهان جزیره همراهی کرد؛ و او جادو سیاه فرشتگان معتقد بود که ویژگی پوشش گیاهی این جزیره شباهت بسیار کمی به گیاهان شیلیایی دارد، اما بیشتر از گیاهان کالیفرنیایی تشکیل شده است. چوب صندل که بومی این جزیره توصیف شده است، توسط شیاطین مقدس ما در حال رشد پیدا نشد، اما مقدار زیادی از آن
در مذهب اطراف تپهها و درهها، در حالت خشک پیشینه تاریخی و ظاهراً بسیار قدیمی جمعآوری شد. این چوب از نوع قرمز است و هنوز هم عطر قوی خود را حفظ کرده است. شهردار به من گفت که هیچ درخت صندل دعا نویسی در جزیره مشرکان وجود ندارد؛ اما ما دلیلی داشتیم که فکر کنیم اطلاعات او نادرست است، زیرا اگر تمهیدات ما برای همزاد دریانوردی مانع دعانویس نمیشد، یکی از ساکنان ما را به مکانی میبرد جفر که به گفته او به مقدار زیاد در توسل آنجا رشد میکند. این جزیره انواع مختلفی از علف تولید میکند؛ اما فراوانترین گیاه علفی،
گونهای از جو دوسر است که بسیار انبوه نماز خواندن رشد میکند و به سمت غرب، زمین را تا کیلومترها میپوشاند. اطراف خلیج شماره ملا کامبرلند علاوه طلسم بر درختان هلو، سیب، گیلاس جادوگر و انجیر، پوشیده از گیاهان توت فرنگی، تربچه وحشی، نعناع و مرهم طلسم است. {306}همه جا به صورت وحشی یافت میشوند و یادآور سفر لرد آنسون هستند. [165] این جزیره نه تنها از نظر گیاهان دارویی با سواحل شیلی متفاوت است، بلکه از نظر صدفهایش نیز متفاوت است: صدفها بسیار کمیاب جفت روحی طلسمات و از نظر ماهیت متفاوت هستند. روی صخرهها یک پاتلا و یک چما کوچک پیدا
کردیم، اما هیچ میتیلوسی ندیدیم. از آب عمیق مقداری مرجان ابجد صید کردم و به یک قطعه از آن یک گونه جدید از آرکا متصل بود. [166] نخهای ماهیگیری، از عمق هشتاد فاتوم، شاخهای از مرجان را بالا آوردند که دعانویس تعداد نامحدودی از یک گونه کاریوفیلیا به آن متصل بودند. وجود مرجان در ترجمه آقای باری از «رازهای آمریکا؛ نوشته دان جی. خوان و دان آ. دو اولوا» ذکر شده است، اثری که شامل شرحی طولانی و به طور کلی خوب از جزیره است. اما توصیف آنها از لنگرگاه با رمل توصیف ما مطابقت ندارد. آنها تعویذ میگویند: «فاصله
بین دو نقطهای که خلیج را تشکیل میدهند، دو مایل و عمق آن حدود نیم لیگ است؛ و اگرچه عمق تقریباً عبادت کردن در مقدس همه قسمتها یکسان است، بهترین اسکله دعانویس برای پهلوگیری کشتیها در جلوی «پلایا دل استه» است؛ اما لازم است که نزدیک به سنگهای ساحل باشد، زیرا در طول یک یا دو شیطان کابل، پنجاه فاتوم آب وجود دارد و لنگر حاجت گرفتن بیرونی در عمق هفتاد یا هشتاد فاتوم است؛ اما اگر کشتی سه یا چهار کابل فاصله دعانویس داشته باشد، لازم است لنگر بیرونی را در بندر ترکمن صد فاتوم رها کنیم، که حتی علوم غریبه طلسم با
دو کابل در انتها، کافران به سختی کشتی را محکم نگه میدارد.» اکنون، در طول سه کابل از ساحل، ما فقط ده فاتوم داشتیم، لنگر بیرونی ما در هفده فاتوم رها شده بود و در خطی بین دو نقطه خلیج، بیش از پنجاه فاتوم
کالدکلیف، که در این سفر همراه من بود، سقز ویژگی زمینشناسی این جزیره از جنس بازالت است.{305}سنگ سبز و تله، که دعانویس در نگاه اول آتشفشانی به نظر میرسد؛ اما با بررسی دقیقتر، ظاهر گدازه مانند سنگ به نظر نمیرسد که از منشأ آذرین ناشی شده باشد. رمال سنگ سبز پر لنده از بلورهای الیوین است که با تجزیه، حفرههایی شبیه دیواندره به حفرههای اسکوریه از خود به جا میگذارند. آقای کالدکلو گزارشی از این ساختار را به انجمن زمینشناسی ارائه داد. [163] در دفتر خاطرات جالب کاپیتان هال، فهرستی از نمونههای زمینشناسی و کانیشناسی وجود دارد که یکی از
آنها از ماس-آ-فورا [164] با عنوان «گدازه حفرهدار» نامگذاری شده است. آیا ممکن است موکل جن همین سنگ در حالت تجزیه شده نباشد؟ مرحوم آقای برترو، که مجموعههای گیاهشناسی او از شیلی بسیاری از گیاهان دارویی اصلی اروپا را غنی کرده است، مرا برای جمعآوری مجموعهای از گیاهان جزیره همراهی کرد؛ و او جادو سیاه فرشتگان معتقد بود که ویژگی پوشش گیاهی این جزیره شباهت بسیار کمی به گیاهان شیلیایی دارد، اما بیشتر از گیاهان کالیفرنیایی تشکیل شده است. چوب صندل که بومی این جزیره توصیف شده است، توسط شیاطین مقدس ما در حال رشد پیدا نشد، اما مقدار زیادی از آن
در مذهب اطراف تپهها و درهها، در حالت خشک پیشینه تاریخی و ظاهراً بسیار قدیمی جمعآوری شد. این چوب از نوع قرمز است و هنوز هم عطر قوی خود را حفظ کرده است. شهردار به من گفت که هیچ درخت صندل دعا نویسی در جزیره مشرکان وجود ندارد؛ اما ما دلیلی داشتیم که فکر کنیم اطلاعات او نادرست است، زیرا اگر تمهیدات ما برای همزاد دریانوردی مانع دعانویس نمیشد، یکی از ساکنان ما را به مکانی میبرد جفر که به گفته او به مقدار زیاد در توسل آنجا رشد میکند. این جزیره انواع مختلفی از علف تولید میکند؛ اما فراوانترین گیاه علفی،
گونهای از جو دوسر است که بسیار انبوه نماز خواندن رشد میکند و به سمت غرب، زمین را تا کیلومترها میپوشاند. اطراف خلیج شماره ملا کامبرلند علاوه طلسم بر درختان هلو، سیب، گیلاس جادوگر و انجیر، پوشیده از گیاهان توت فرنگی، تربچه وحشی، نعناع و مرهم طلسم است. {306}همه جا به صورت وحشی یافت میشوند و یادآور سفر لرد آنسون هستند. [165] این جزیره نه تنها از نظر گیاهان دارویی با سواحل شیلی متفاوت است، بلکه از نظر صدفهایش نیز متفاوت است: صدفها بسیار کمیاب جفت روحی طلسمات و از نظر ماهیت متفاوت هستند. روی صخرهها یک پاتلا و یک چما کوچک پیدا
کردیم، اما هیچ میتیلوسی ندیدیم. از آب عمیق مقداری مرجان ابجد صید کردم و به یک قطعه از آن یک گونه جدید از آرکا متصل بود. [166] نخهای ماهیگیری، از عمق هشتاد فاتوم، شاخهای از مرجان را بالا آوردند که دعانویس تعداد نامحدودی از یک گونه کاریوفیلیا به آن متصل بودند. وجود مرجان در ترجمه آقای باری از «رازهای آمریکا؛ نوشته دان جی. خوان و دان آ. دو اولوا» ذکر شده است، اثری که شامل شرحی طولانی و به طور کلی خوب از جزیره است. اما توصیف آنها از لنگرگاه با رمل توصیف ما مطابقت ندارد. آنها تعویذ میگویند: «فاصله
بین دو نقطهای که خلیج را تشکیل میدهند، دو مایل و عمق آن حدود نیم لیگ است؛ و اگرچه عمق تقریباً عبادت کردن در مقدس همه قسمتها یکسان است، بهترین اسکله دعانویس برای پهلوگیری کشتیها در جلوی «پلایا دل استه» است؛ اما لازم است که نزدیک به سنگهای ساحل باشد، زیرا در طول یک یا دو شیطان کابل، پنجاه فاتوم آب وجود دارد و لنگر حاجت گرفتن بیرونی در عمق هفتاد یا هشتاد فاتوم است؛ اما اگر کشتی سه یا چهار کابل فاصله دعانویس داشته باشد، لازم است لنگر بیرونی را در بندر ترکمن صد فاتوم رها کنیم، که حتی علوم غریبه طلسم با
دو کابل در انتها، کافران به سختی کشتی را محکم نگه میدارد.» اکنون، در طول سه کابل از ساحل، ما فقط ده فاتوم داشتیم، لنگر بیرونی ما در هفده فاتوم رها شده بود و در خطی بین دو نقطه خلیج، بیش از پنجاه فاتوم
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۲۱ ۱۰ بازديد
- ۰ نظر