امیدیه

مجله آنلاین فال

امیدیه

۶ بازديد
داشت، جایی که «در تمام کوه مقدس من آسیبی نخواهند رساند و نابود نخواهند کرد.» من در اینجا سعی نمی‌کنم تعریف کنم که چگونه احساس انسانیت نسبت به دعا حیوانات، که کاملاً در قلب یک انسان طلسم نویس ریشه دوانده طلسم است، او را وادار به تصمیم‌گیری در مورد ورزش‌های میدانی می‌کند. برداشت شخصی من این است که این امر او را به این سمت سوق می‌دهد که ابتدا دست از تلاش جادو و طلسمات بردارد و سپس ...[صفحه ۱۴۳]انزجار مطلق، سرگرمی‌های رقت‌انگیزی مانند کبوتربازی و نبرد قرقاول‌های نیمه‌اهلی؛ و بعدها، آن دسته از ورزش‌هایی که در آنها، مانند جادو و طلسمات شکار روباه و دو صحرایی دعا و شکار اردک، همدردی ورزشکار سوسنگرد با سگ‌های شکاری و اسبش، یا سگ تازی یا سگ شکاری‌اش، بیش از هر چیز در ذهنش است، به استثنای هدف وحشی

و به ندرت طلسم نویس دیده شده‌ی مورد علاقه‌اش. به اعتقاد من، در نه نوع از این ورزش‌ها، از هر ده نوع، بیشتر همدردی ناهمگون با حیوانات است که ورزشکار را الهام می‌بخشد تا فقدان آن؛ و بسیاری از افراد در جایی که نه اسب و نه سگ نقشی ندارند، لذت نمی‌برند - مانند رابرتسون بیچاره از برایتون، که جادو و طلسمات ساعت‌ها در وان در مرداب می‌نشیند امیدیه تا اردک وحشی شکار کند و زمانی را که به این ترتیب سپری می‌شود، «ساعت‌های لذت» می‌شمارد! اما یک رویه وجود دارد که تأثیر چنین احساس انسانیتی، آنطور که ما فرض کرده‌ایم، باید نتیجه‌ای غیرقابل انکار داشته باشد.

این رویه باید به طور کامل به کالبدشکافی حیوانات پایان دهد. عادت دادن خود و فرزندانمان به اینکه با حیوانات با همدردی رفتار کنند؛ از درد دادن به آنها بپرهیزند و وقتی می‌توانند به آنها لذت بدهند، شاد شوند؛ غرایز شگفت‌انگیز آنها را مطالعه کنند و نشانه‌های عقل را در اعمال هوشمندانه‌شان ردیابی کنند؛ خدمات و محبت آنها را بپذیرند و در عوض، با کلمات و نوازش‌های رامهرمز محبت‌آمیز خود، به آنها قول حمایت بدهیم. - این کار را طلسم نویس انجام دهیم و سپس[صفحه ۱۴۴]با آرامش رضایت دهیم که آنها را زنده زنده برای تشریح تحویل دهیم، این بیش از حد وحشتناک است که بتوان تحمل کرد.

دو بهترین دعانویس شهر نفر انتخاب می‌کنند. یا باید حیوانات را گرامی بداریم - و سپس باید تشریح حیوانات زنده را لغو کنیم - یا باید تشریح حیوانات زنده را مجاز بدانیم؛ و سپس، به خاطر شرمساری، و مبادا چشمه‌های ترحم و همدردی را در سینه‌های خود و سینه‌های فرزندانمان مسموم کنیم، باید از نمایش وحشتناک نوازش یا محافظت از حیوانات و تظاهر به تشخیص ویژگی‌های شریف و دوست‌داشتنی آنها دست بکشیم. اگر عشق و شجاعت و وفاداری که در قلب یک سگ جای گرفته‌اند، هیچ حقی بر ما ندارند که ما را از تشریح آن قلب، حتی در حالی که با محبت می‌تپد، باز دارند؛ اگر هوش جادو و طلسمات انسان‌مانندی که در مغز میمون کار می‌کند، ما را نه تنها بهبهان منع نمی‌کند (بلکه دعوت می‌کند) که آن مغز را لقمه به لقمه

مثله کنیم، تا آخرین کورسوی ذهن و بازیگوشی در تاریکی و مرگ خاموش شود، طلسم - اگر چنین است، پس به نام خدا، بیایید حداقل به شعار «انسانیت» خود پایان دهیم و قوانین پارلمان خود را لغو کنیم، و بندهای جاجرم رحمت و سیصد انجمن پیشگیری از ظلم خود را در سراسر جهان منحل کنیم. ایده کالبدشکافی زنده (با استفاده از عبارت دو هزار طرفدار آن که طلسم نویس یادبود سر ریچارد کراس طلسم را بهترین دعانویس شهر گرامی داشتند) بر مفهوم یک حیوان (مثلاً یک سگ) به عنوان «موجودی گوشتخوار، ارزشمند برای اهداف تحقیقاتی» استوار است - یک مکانیسم،[صفحه ۱۴۵]خلاصه، از اعصاب و ماهیچه‌ها، استخوان‌ها و شریان‌ها، که همانطور که اضافه کردند، «کنار کشیدن از تحقیق» مایه تاسف خواهد بود.

ماتریالیسم خامی طلسم که چنین موجودی را سگ می‌داند طلسم نویس (و بدون شک اگر پیروانش سخن بگویند، مشخص می‌شود که به طور مشابه انسان را دعا نیز در نظر می‌گیرد) در قطب مخالف تفکر و احساس با شناخت حیوان در طبیعت والاترش به عنوان موضوع لطافت و همدردی ما قرار دارد. ما نمی‌توانیم همزمان هر دو دیدگاه را داشته باشیم. اگر دیدگاه والاتر را بپذیریم، دیدگاه پست‌تر باید در نظر ما منفور شود. در مورد کمی بیشتر یا کمی کمتر شکنجه، یا در مورد اختلاف نظر در مورد اینکه آیا داروهای بیهوشی، در صورت امکان، معمولاً باعث بی‌حسی کامل و نهایی می‌شوند یا فقط جزئی و موقت، شکی وجود ندارد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.