چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۰۹:۰۷ ۵ بازديد
ابزار هفتههای زیادی طول میکشید و ساخت ابزارها و دستگاهها برای پیت ممکن است هاج را تقریباً شش ماه مشغول نگه داشته باشد.[29] شکل ۱۳. — نمای بزرگترین ابزار سنگزنی ساخته شده توسط هاج برای پیت. دعا (از پرستون، شکل ۵ب.) تاریخچه آینه جادو و طلسمات ۶۲ اینچی پیت دعا احتمالاً به اندازه سایر دعا آینههای او مبهم میماند، مگر به خاطر جنجالی که بر سر ریختهگری این دیسک به پا شد. کنفرانس ایری هیچ تلاشی برای تبلیغ این پروژه نکرد و هم شرکتهای هاج ماینکرافت و هم استاندارد پلیت گلس فاروج قراردادهای دکتر پیت را به عنوان کارهایی تا حدودی غیرمعمول اما به سختی قابل توجه پذیرفتند.
اما وقتی صنعت شیشه از قصد استاندارد برای ریختهگری این دیسک مطلع شد، فریاد بلندی بلند شد. به جای تشویق استاندارد دعا برای طلسم نویس تکمیل این کار جدید، بودجه ملی شیشه ، یکی از مجلات تجاری پیشرو، آنها را به خاطر تلاش برای کاری که حتی شیشهسازان بزرگ اروپا هم حاضر به انجام آن نبودند، به عنوان "احمقها" مورد انتقاد قرار داد. تصور اینکه چرا این مجله تجاری با این شدت به تلاش استاندارد اعتراض کرد، دشوار است. گفته شده است که این اعتراض از این واقعیت ناشی شده است که استاندارد پلیت گلس درست قبل از آن زمان از پیوستن به اتحاد شرکتهای پیتسبورگ که یک تراست شیشه تشکیل داده بودند، خودداری کرده بود.[30] یا ممکن است که این صنعت آشخانه جوان از این میترسیده که یک پروژه بیش از
حد بلندپروازانه و محکوم به شکست، شیشهسازی آمریکا را در معرض تمسخر اروپاییها قرار دهد و به کل صنعت آمریکا طلسم نویس آسیب برساند. دلیل هرچه که بود، بودجه، شرکت استاندارد پلیت گلس و بعداً دکتر پیت را به خاطر این تلاش مسخره کرد. آنها استدلال کردند که این کار امکانپذیر نیست، اما اگر امکانپذیر باشد، پیتسبورگ مکان منطقی برای امتحان کردن آن خواهد بود. انتقاد و نظرات نامطلوب از منابع دیگری نیز مطرح شد، از جمله «اساتید دانشگاه میدویل» (که ظاهراً کالج الیگنی بوده است).[31] با این وجود، شرکت اسفراین این پروژه را آغاز کرد. جورج هاوارد مسئول عملیات ریختهگری بود.
او قصد داشت از شیشه ظرفی که معمولاً در ساخت معمول شیشه مسطح استفاده میشود، استفاده کند. با دعا این حال، اصلاحات خاصی در این روش اعمال شد. قرار بود شیشه طلسم نویس روی میز بهترین دعانویس شهر ریختهگری سیار ریخته شود که روی آن یک قالب دایرهای متشکل از دو نیمدایره از یک آهن مخصوص زغالی که از فیلادلفیا تهیه شده بود، قرار داده شده بود. این آهن در تماس با شیشه مذاب، حبابهای گاز تولید نمیکرد. قالب آهنی در یک محل اتصال نیمدایرهها لولا شده بود و محل اتصال دیگر پیچ و مهره بردسکن شده بود. پس از[176] وقتی قالب ریخته میشد، طلسم اجازه داده میشد تا حدودی خنک شود.
وقتی به اندازه کافی خنک میشد، برای آنیل شدن به کوره فرستاده میشد. پس از اینکه مدت زمان مشخصی در کوره بهترین دعانویس شهر میماند - که باز هم صرفاً بر اساس قضاوت شخصی بود - مقداری ماسه از پیش گرم شده به عنوان عایق روی قالب ریخته میشد. نوآوری دیگر، استفاده از یک ورق روی بود که در قسمت زیرین قالب قرار میگرفت تا از احتمال ایجاد مشکل ناشی از چربی روی میز ریختهگری جلوگیری شود. این طرح اولیه عملیات بود. در اوایل سال ۱۸۹۵ اولین تلاش انجام شد. این تلاش بلافاصله با شکست خواف مواجه شد. ورق روی که برای محافظت از قالب در برابر چربی در نظر گرفته شده بود، هنگام ریختن شیشه مذاب روی آن تبخیر شد، از شیشه حباب زد جادو و طلسمات و البته قالب را خراب کرد.
ظاهراً تلاش دوم در ماه مارس انجام شد. خودِ ریختهگری موفقیتآمیز بود. ماسه جایگزین ورق روی شده بود. قالب در کوره قرار داده شد و وقتی که گمان میرفت که آماده شده است، ماسه عایق روی آن ریخته شد. پس از مدتی که به طور متفاوتی از ۴ تا ۱۱ روز تخمین زده شد، قالب به اندازه کافی آنیل شده در نظر گرفته شد و مورد بررسی قرار گرفت. وقتی شن و ماسه برداشته شد، دیسک به صورت تکه تکه پیدا شد. همچنین یک فرورفتگی بزرگ در قسمتی که میتوانست سطح دیسک طلسم باشد، وجود داشت. شن و طلسم ماسه قبل از اینکه شیشه به اندازه کافی سفت شود، روی آن ریخته شده بود.
اما وقتی صنعت شیشه از قصد استاندارد برای ریختهگری این دیسک مطلع شد، فریاد بلندی بلند شد. به جای تشویق استاندارد دعا برای طلسم نویس تکمیل این کار جدید، بودجه ملی شیشه ، یکی از مجلات تجاری پیشرو، آنها را به خاطر تلاش برای کاری که حتی شیشهسازان بزرگ اروپا هم حاضر به انجام آن نبودند، به عنوان "احمقها" مورد انتقاد قرار داد. تصور اینکه چرا این مجله تجاری با این شدت به تلاش استاندارد اعتراض کرد، دشوار است. گفته شده است که این اعتراض از این واقعیت ناشی شده است که استاندارد پلیت گلس درست قبل از آن زمان از پیوستن به اتحاد شرکتهای پیتسبورگ که یک تراست شیشه تشکیل داده بودند، خودداری کرده بود.[30] یا ممکن است که این صنعت آشخانه جوان از این میترسیده که یک پروژه بیش از
حد بلندپروازانه و محکوم به شکست، شیشهسازی آمریکا را در معرض تمسخر اروپاییها قرار دهد و به کل صنعت آمریکا طلسم نویس آسیب برساند. دلیل هرچه که بود، بودجه، شرکت استاندارد پلیت گلس و بعداً دکتر پیت را به خاطر این تلاش مسخره کرد. آنها استدلال کردند که این کار امکانپذیر نیست، اما اگر امکانپذیر باشد، پیتسبورگ مکان منطقی برای امتحان کردن آن خواهد بود. انتقاد و نظرات نامطلوب از منابع دیگری نیز مطرح شد، از جمله «اساتید دانشگاه میدویل» (که ظاهراً کالج الیگنی بوده است).[31] با این وجود، شرکت اسفراین این پروژه را آغاز کرد. جورج هاوارد مسئول عملیات ریختهگری بود.
او قصد داشت از شیشه ظرفی که معمولاً در ساخت معمول شیشه مسطح استفاده میشود، استفاده کند. با دعا این حال، اصلاحات خاصی در این روش اعمال شد. قرار بود شیشه طلسم نویس روی میز بهترین دعانویس شهر ریختهگری سیار ریخته شود که روی آن یک قالب دایرهای متشکل از دو نیمدایره از یک آهن مخصوص زغالی که از فیلادلفیا تهیه شده بود، قرار داده شده بود. این آهن در تماس با شیشه مذاب، حبابهای گاز تولید نمیکرد. قالب آهنی در یک محل اتصال نیمدایرهها لولا شده بود و محل اتصال دیگر پیچ و مهره بردسکن شده بود. پس از[176] وقتی قالب ریخته میشد، طلسم اجازه داده میشد تا حدودی خنک شود.
وقتی به اندازه کافی خنک میشد، برای آنیل شدن به کوره فرستاده میشد. پس از اینکه مدت زمان مشخصی در کوره بهترین دعانویس شهر میماند - که باز هم صرفاً بر اساس قضاوت شخصی بود - مقداری ماسه از پیش گرم شده به عنوان عایق روی قالب ریخته میشد. نوآوری دیگر، استفاده از یک ورق روی بود که در قسمت زیرین قالب قرار میگرفت تا از احتمال ایجاد مشکل ناشی از چربی روی میز ریختهگری جلوگیری شود. این طرح اولیه عملیات بود. در اوایل سال ۱۸۹۵ اولین تلاش انجام شد. این تلاش بلافاصله با شکست خواف مواجه شد. ورق روی که برای محافظت از قالب در برابر چربی در نظر گرفته شده بود، هنگام ریختن شیشه مذاب روی آن تبخیر شد، از شیشه حباب زد جادو و طلسمات و البته قالب را خراب کرد.
ظاهراً تلاش دوم در ماه مارس انجام شد. خودِ ریختهگری موفقیتآمیز بود. ماسه جایگزین ورق روی شده بود. قالب در کوره قرار داده شد و وقتی که گمان میرفت که آماده شده است، ماسه عایق روی آن ریخته شد. پس از مدتی که به طور متفاوتی از ۴ تا ۱۱ روز تخمین زده شد، قالب به اندازه کافی آنیل شده در نظر گرفته شد و مورد بررسی قرار گرفت. وقتی شن و ماسه برداشته شد، دیسک به صورت تکه تکه پیدا شد. همچنین یک فرورفتگی بزرگ در قسمتی که میتوانست سطح دیسک طلسم باشد، وجود داشت. شن و طلسم ماسه قبل از اینکه شیشه به اندازه کافی سفت شود، روی آن ریخته شده بود.
صدرا