چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۱۵:۱۱ ۵ بازديد
شاهکارهای دیگر او تجهیز شده است و بازدیدکننده با لذت آنها را مطالعه خواهد کرد. اگر به «فلتفورد» یا «هیوین» نگاه کنیم، قدرت، آمیزهی احساسات القا شده، آرامش بهترین دعانویس شهر باشکوه روستا، طلسم نویس تنوع، حس فاصله و همانطور که گفتیم، حال و هوای کشور را خواهیم دید و تشخیص خواهیم داد . در مورد رنگ، عمق و غنای آن در روزگار ما حتی نزدیک هم نشده است. در مورد یکی دیگر از استادان انگلیسیمان، باید گفت که بهترین دعانویس شهر لندسیر به معنای دقیق کلمه دعا «نقاش» نبود. او در واقع فقط از حیوانات - و از حیوانات خاص - پرتره میکشید. یک «نقاش» بیشتر به تعمیم میپردازد و از این نظر اسبهای هرینگ دلپذیرتر هستند و حیوانات ماکو را در ارتباط با اشیاء اطراف به نمایش میگذارند.
البته، لندسیر در تولید خز، مو و غیره بینظیر است. این موضوع را میتوان با یک نقاشی بیشتر نشان داد.{65}در اینجا از مورلند، که معمولاً با موضوعات مبتذل خاصی مانند خوکها، گوزنهای زمخت و مانند آن، به شیوهای استادانه مرتبط است، صحبت میکنیم. این اثر، یک اسب گاری سنگین دعا و یک اسبچه دعا را نشان میدهد که وارد اصطبل خود میشوند. نوع جذابیت زندهای که القا میشود، فوقالعاده است، با انتظار سست و درمانده این زوج، و حال و هوای کلی اصطبل. ما آن را بالاتر از هر کاری که جادو و طلسمات لندسیر انجام داده است، قرار میدهیم. این موضوع زمانی مشخص میشود که این صحنه اصطبل مورلند را با «نعل اسب» معروف مقایسه کنیم که حال و هوای کاملاً شاهین دژ مصنوعی دارد.
در میان بهترین لندسیرها، بدون شک، «سگ نیوفاندلند» و موجود بزرگ و با رنگآمیزی قوی که شخصیت اسکندر را در بازدید از دیوژن نشان میدهد، قرار دارند. در آثار بعدیاش، او در رنگ و لمس خود نسبتاً رام و بیروح شده است، همانطور که با روی آوردن به «صلح و جنگ» میتوانیم ببینیم. سی یا چهل سال پیش، از جمله جاذبههای اصلی آکادمی، نقاشیهای وارد، اونیل، کرو، جادو و طلسمات خانم وارد، فریث و دیگران بود. از جمله «جیمز دوم در حال دریافت خبر ورود ویلیام»، «حباب دریای جنوب»، «روز دربی» و «ایستگاه راهآهن». نقده لزلی، مکلیز، ایستلیک، وارد و بسیاری دیگر، همگی به طور قابل توجهی طلسم نویس از اعتبار عمومی کاسته طلسم نویس شدهاند.
سالها پیش نمایشگاهی بهترین دعانویس شهر عمومی از آثار لزلی برگزار شد و کنجکاوانه بود که ببینیم چگونه این مجموعه، نقصهای او - طلسم نویس "گچی بودن" رنگ سفیدش، رنگ نازکش، و طلسم نویس خشکی عمومیاش - را آشکار میکند. این نتیجهی مکتب آکادمیک بود، زمانی که طراحی بسیار مورد تأکید قرار میگرفت. امروزه، که سیستم تقلیدی فرانسوی رواج دارد، ادعا میشود که یک طرح کلی خالص دعا و سفت، در طبیعت وجود بهترین دعانویس شهر ندارد. شکل، طبق تجربه، نرم یا با پسزمینه ترکیب پیرانشهر میشود. برخی از تصاویر وجود دارند که ما با حیرت به آنها نگاه میکنیم؛ چهرههای پر زرق و برق و خیرهکننده، همگی با لباسهای متنوع و در کنار هم.
میتوان گفت که اینها مانند «تابلوهای زنده» هستند و شاید از چهرههای گروهی نقاشی شدهاند. باید توجه داشت که همه در نور هستند و هیچ سایهای وجود ندارد؛ در واقع، هیچ زاویه دید قابل تصوری نمیتواند این همه اشیاء را همزمان در خود جای دهد. «ترکیببندی» کم یا هیچ وجود ندارد و به نظر میرسد قوانین چیدمان آکادمیک کنار گذاشته شدهاند. این تصاویر، که مورد تحسین قرار گرفتهاند و منتقدان به شدت در مورد آنها بحث کردهاند، مدتهاست که جایگاه قانونی خود را پیدا کردهاند. در واقع، ما فقط یک نقاش کاملاً آکادمیک هادیشهر - رئیس آکادمی سلطنتی - داریم که در «مکاتب» آموزش دیده است و کارش همیشه ظریف، برازنده و صادقانه است.
اگر او مجبور باشد چهرهای پوشیده با بازویی نمایان ارائه دهد، بازو و دست واقعاً «کشیده شدهاند». یک طلسم طرح کلی نفیس به نمایش گذاشته شده است که چشم را نوازش میدهد. پارچهها نه تنها به طلسم صورت طبیعی، بلکه به صورت چینهای سبک و ملایمی میافتند، در حالی که رنگها از هماهنگی ظریفی برخوردارند. دعا به طور خلاصه، ترکیببندی وجود دارد و ما با طراوت از آنجا دور میشویم. در مورد برخی از نقاشان پرتره محبوب ما که دستهایشان بدون طرح مشخص، اما مبهم، هرچند جذاب است و نقاشیشان مبهم است، نمیتوان چیز زیادی گفت. نقاش دیگری که زمانی شهرت زیادی داشت و اکنون به ندرت به او فکر میشود، اتی بود که به عنوان زیباترین نقاش رنگآمیزی زمان خود شناخته میشد.
البته، لندسیر در تولید خز، مو و غیره بینظیر است. این موضوع را میتوان با یک نقاشی بیشتر نشان داد.{65}در اینجا از مورلند، که معمولاً با موضوعات مبتذل خاصی مانند خوکها، گوزنهای زمخت و مانند آن، به شیوهای استادانه مرتبط است، صحبت میکنیم. این اثر، یک اسب گاری سنگین دعا و یک اسبچه دعا را نشان میدهد که وارد اصطبل خود میشوند. نوع جذابیت زندهای که القا میشود، فوقالعاده است، با انتظار سست و درمانده این زوج، و حال و هوای کلی اصطبل. ما آن را بالاتر از هر کاری که جادو و طلسمات لندسیر انجام داده است، قرار میدهیم. این موضوع زمانی مشخص میشود که این صحنه اصطبل مورلند را با «نعل اسب» معروف مقایسه کنیم که حال و هوای کاملاً شاهین دژ مصنوعی دارد.
در میان بهترین لندسیرها، بدون شک، «سگ نیوفاندلند» و موجود بزرگ و با رنگآمیزی قوی که شخصیت اسکندر را در بازدید از دیوژن نشان میدهد، قرار دارند. در آثار بعدیاش، او در رنگ و لمس خود نسبتاً رام و بیروح شده است، همانطور که با روی آوردن به «صلح و جنگ» میتوانیم ببینیم. سی یا چهل سال پیش، از جمله جاذبههای اصلی آکادمی، نقاشیهای وارد، اونیل، کرو، جادو و طلسمات خانم وارد، فریث و دیگران بود. از جمله «جیمز دوم در حال دریافت خبر ورود ویلیام»، «حباب دریای جنوب»، «روز دربی» و «ایستگاه راهآهن». نقده لزلی، مکلیز، ایستلیک، وارد و بسیاری دیگر، همگی به طور قابل توجهی طلسم نویس از اعتبار عمومی کاسته طلسم نویس شدهاند.
سالها پیش نمایشگاهی بهترین دعانویس شهر عمومی از آثار لزلی برگزار شد و کنجکاوانه بود که ببینیم چگونه این مجموعه، نقصهای او - طلسم نویس "گچی بودن" رنگ سفیدش، رنگ نازکش، و طلسم نویس خشکی عمومیاش - را آشکار میکند. این نتیجهی مکتب آکادمیک بود، زمانی که طراحی بسیار مورد تأکید قرار میگرفت. امروزه، که سیستم تقلیدی فرانسوی رواج دارد، ادعا میشود که یک طرح کلی خالص دعا و سفت، در طبیعت وجود بهترین دعانویس شهر ندارد. شکل، طبق تجربه، نرم یا با پسزمینه ترکیب پیرانشهر میشود. برخی از تصاویر وجود دارند که ما با حیرت به آنها نگاه میکنیم؛ چهرههای پر زرق و برق و خیرهکننده، همگی با لباسهای متنوع و در کنار هم.
میتوان گفت که اینها مانند «تابلوهای زنده» هستند و شاید از چهرههای گروهی نقاشی شدهاند. باید توجه داشت که همه در نور هستند و هیچ سایهای وجود ندارد؛ در واقع، هیچ زاویه دید قابل تصوری نمیتواند این همه اشیاء را همزمان در خود جای دهد. «ترکیببندی» کم یا هیچ وجود ندارد و به نظر میرسد قوانین چیدمان آکادمیک کنار گذاشته شدهاند. این تصاویر، که مورد تحسین قرار گرفتهاند و منتقدان به شدت در مورد آنها بحث کردهاند، مدتهاست که جایگاه قانونی خود را پیدا کردهاند. در واقع، ما فقط یک نقاش کاملاً آکادمیک هادیشهر - رئیس آکادمی سلطنتی - داریم که در «مکاتب» آموزش دیده است و کارش همیشه ظریف، برازنده و صادقانه است.
اگر او مجبور باشد چهرهای پوشیده با بازویی نمایان ارائه دهد، بازو و دست واقعاً «کشیده شدهاند». یک طلسم طرح کلی نفیس به نمایش گذاشته شده است که چشم را نوازش میدهد. پارچهها نه تنها به طلسم صورت طبیعی، بلکه به صورت چینهای سبک و ملایمی میافتند، در حالی که رنگها از هماهنگی ظریفی برخوردارند. دعا به طور خلاصه، ترکیببندی وجود دارد و ما با طراوت از آنجا دور میشویم. در مورد برخی از نقاشان پرتره محبوب ما که دستهایشان بدون طرح مشخص، اما مبهم، هرچند جذاب است و نقاشیشان مبهم است، نمیتوان چیز زیادی گفت. نقاش دیگری که زمانی شهرت زیادی داشت و اکنون به ندرت به او فکر میشود، اتی بود که به عنوان زیباترین نقاش رنگآمیزی زمان خود شناخته میشد.
صدرا