پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۳:۵۸ ۴ بازديد
جالبی در مورد سازمان شورشی اولستر در سال ۱۷۹۷ جمعآوری کرد. جادو و طلسمات نام ساموئل ترنر با این جزئیات گره خورده است، اما اگرچه هدف متیوز افشای خیانت برخی از برادران دروغین بود، اما به ترنر مقام یک میهنپرست و قهرمان را میدهد. چگونگی دستگیریهای متعدد توسط مقامات، توسط بهترین دعانویس شهر یک کودتا ، و چگونگی رسیدن ترنر، پس از ماجراهای هیجانانگیز، به سلامت به فرانسه شرح داده شده است.[33] جاسوس این ماجرا آقای کونلان، پزشک در داندالک، بود. یک سند رسمی که توسط کونلان امضا شده بود، در میان نسخههای خطی Sirr در کالج ترینیتی، دوبلین نگهداری میشود. این سند مربوط به سال ۱۷۹۸ است، زمانی که خود درگز ترنر در حال لو بهترین دعانویس شهر دادن همکاران بهترین دعانویس شهر خود به پیت بود! کونلان میگوید که یک طلسم نویس شب، پس از اینکه ترنر خانهاش
در نیوری را برای شرکت در جلسهای از ایرلندیهای متحد در داندالک ترک کرد، افسر فرمانده در طلسم نویس پادگان نیوری دستور گرفت تا به داندالک لشکرکشی کند و رهبران را دستگیر کند. خدمتکار یک افسر، کورکوران را که از طرفداران ترنر بود، مطلع کرد. کورکوران سوار بر اسب شد و به داندالک تاخت، و به موقع رسید تا به ترنر هشدار دهد. کونلان به یاد آورد که ترنر و بهترین دعانویس شهر تیلینگ از طریق اولستر سفر میکردند دعا و جلساتی را برای سازماندهی در داندالک، نیوری، بالیناهینچ (محل نبرد بعدی)، رونالدستاون، گلناری و در دوبلین در ... برگزار میکردند. [صفحه ۱۳]*******نز، خیابان کیلدر،[34] که جلسات اصلی در آن برگزار میشد.[35] من در نسخههای خطی پلهام، معاینه فریمان دکتر جان ماکارا، یکی از زندانیان ایالت شمالی در سال ۱۷۹۷ را پیدا کردم.
این معاینه جزئیات نقشه حملهای را که با دستگیریها خنثی شده بود، ارائه میدهد. «قرار بود ساموئل ترنر، اهل نیوری که قبلاً ذکر شد، به همراه مردانی طلسم از نیوری و مورن به نیوری حمله کند.»[36] تنها کانلان نبود که تحرکات ترنر را به تاج و تخت گزارش داد. فرانسیس هیگینز، ماهرترین مأمور مخفی کوک، معاون وزیر، اعلام میکند که ترنر «نامههایی از پورتسموث فرستاده بود تا دریانوردان یاغی را به شورش جادو و طلسمات آشکار ترغیب و گمراه کند.»[37] و چند هفته بعد اظهار میکند که «ترنر با پاسخی به کمیته مخفی ایرلندیهای متحد از هامبورگ بازگشته بود.»[38] ما به نقل از جیمز هوپ، که به درخواست یکی از دوستانش «خاطرات» خود را از این دوران نوشته است، میدانیم نظرآباد که ترنر، پس از فرار از ایرلند، دفتر نماینده مقیم اتحادیه ایرلندیها
را در هامبورگ پر کرد. فرستادگان و پناهندگان ایرلندی، خود را در مکانی یافتند که به همان اندازه عجیب بود. [صفحه ۱۴]از Tierra del دعا Fuego، که از زبان، دعا قوانین و آداب و رسوم آن بیاطلاع بودند، به محض ورود به دنبال نماینده معتبر برادری خود گشتند، او طلسم را با شادی استقبال کردند دعا و مکانی را که او دعا در آن ساکن بود، به عنوان تکهای از خاک ایرلندی مقدس برای شامراک میدانستند. سختیهایی که برخی از پناهندگان متحمل شدند، به اندازه کافی طاقتفرسا بود. جیمز هوپ، در سال ۱۸۴۶ مینویسد که پالمر، یکی از محافظان لرد ادوارد در دوبلین، «عمدتاً پابرهنه، از پاریس به هامبورگ سفر کرد، جایی که خود را با جادو و طلسمات ساموئل ترنر در ارتباط قرار داد.» هدف شاهین شهر ماموریت پالمر، افشای یکی از مأموران
بورود بود که سپس توسط هلند به عنوان جاسوس استخدام شده بود. هوپ مینویسد: «پالمر یک ساعت طلا به ترنر داد تا برایش نگه دارد.» او در یک هنگ هلندی ثبت نام کرد و در رودخانه شلت غرق شد. هوپ میافزاید: «وقتی ترنر توسط خواهر پالمر برای نگهبانی استخدام شد، پاسخ داد که فراموش کرده چه اتفاقی برایش افتاده است.» هامبورگ در دوران سخت، مکانی بسیار مهم برای حفظ روابط بین انگلستان و فرانسه بود. در اینجا، همانطور که آقای فرود میگوید، «دوست لرد داونشایر» امکانات گستردهای برای دسترسی به عمیقترین اسرار ایرلندیهای متحد داشت. اظهارات بیتکلف هوپ نشان میدهد که چگونه این «شخص» میتوانست به اطلاعات محرمانه لیدی ادوارد مشگین شهر فیتزجرالد و دوستان سیاسی او در هامبورگ دسترسی داشته باشد.
پاورقیها: [27]در فصل هفتم، ادعای من بر اساس شواهد قطعی اثبات خواهد شد، شواهدی که تا سالها پس از فرآیند کند استنتاج منطقی، خود را نشان نداده بودند. همچنین به پیوست همین جلد مراجعه کنید . [28]«مارکی شمالی» البته لرد داونشایر بود. [29]«فانوس دریایی از میان گذرگاههای تاریک، با کلیدی به تالارهای مخفی»، عنوانی بود که در ابتدا برای کتاب حاضر انتخاب شده بود، اما در نهایت آن را کنار گذاشتم.
در نیوری را برای شرکت در جلسهای از ایرلندیهای متحد در داندالک ترک کرد، افسر فرمانده در طلسم نویس پادگان نیوری دستور گرفت تا به داندالک لشکرکشی کند و رهبران را دستگیر کند. خدمتکار یک افسر، کورکوران را که از طرفداران ترنر بود، مطلع کرد. کورکوران سوار بر اسب شد و به داندالک تاخت، و به موقع رسید تا به ترنر هشدار دهد. کونلان به یاد آورد که ترنر و بهترین دعانویس شهر تیلینگ از طریق اولستر سفر میکردند دعا و جلساتی را برای سازماندهی در داندالک، نیوری، بالیناهینچ (محل نبرد بعدی)، رونالدستاون، گلناری و در دوبلین در ... برگزار میکردند. [صفحه ۱۳]*******نز، خیابان کیلدر،[34] که جلسات اصلی در آن برگزار میشد.[35] من در نسخههای خطی پلهام، معاینه فریمان دکتر جان ماکارا، یکی از زندانیان ایالت شمالی در سال ۱۷۹۷ را پیدا کردم.
این معاینه جزئیات نقشه حملهای را که با دستگیریها خنثی شده بود، ارائه میدهد. «قرار بود ساموئل ترنر، اهل نیوری که قبلاً ذکر شد، به همراه مردانی طلسم از نیوری و مورن به نیوری حمله کند.»[36] تنها کانلان نبود که تحرکات ترنر را به تاج و تخت گزارش داد. فرانسیس هیگینز، ماهرترین مأمور مخفی کوک، معاون وزیر، اعلام میکند که ترنر «نامههایی از پورتسموث فرستاده بود تا دریانوردان یاغی را به شورش جادو و طلسمات آشکار ترغیب و گمراه کند.»[37] و چند هفته بعد اظهار میکند که «ترنر با پاسخی به کمیته مخفی ایرلندیهای متحد از هامبورگ بازگشته بود.»[38] ما به نقل از جیمز هوپ، که به درخواست یکی از دوستانش «خاطرات» خود را از این دوران نوشته است، میدانیم نظرآباد که ترنر، پس از فرار از ایرلند، دفتر نماینده مقیم اتحادیه ایرلندیها
را در هامبورگ پر کرد. فرستادگان و پناهندگان ایرلندی، خود را در مکانی یافتند که به همان اندازه عجیب بود. [صفحه ۱۴]از Tierra del دعا Fuego، که از زبان، دعا قوانین و آداب و رسوم آن بیاطلاع بودند، به محض ورود به دنبال نماینده معتبر برادری خود گشتند، او طلسم را با شادی استقبال کردند دعا و مکانی را که او دعا در آن ساکن بود، به عنوان تکهای از خاک ایرلندی مقدس برای شامراک میدانستند. سختیهایی که برخی از پناهندگان متحمل شدند، به اندازه کافی طاقتفرسا بود. جیمز هوپ، در سال ۱۸۴۶ مینویسد که پالمر، یکی از محافظان لرد ادوارد در دوبلین، «عمدتاً پابرهنه، از پاریس به هامبورگ سفر کرد، جایی که خود را با جادو و طلسمات ساموئل ترنر در ارتباط قرار داد.» هدف شاهین شهر ماموریت پالمر، افشای یکی از مأموران
بورود بود که سپس توسط هلند به عنوان جاسوس استخدام شده بود. هوپ مینویسد: «پالمر یک ساعت طلا به ترنر داد تا برایش نگه دارد.» او در یک هنگ هلندی ثبت نام کرد و در رودخانه شلت غرق شد. هوپ میافزاید: «وقتی ترنر توسط خواهر پالمر برای نگهبانی استخدام شد، پاسخ داد که فراموش کرده چه اتفاقی برایش افتاده است.» هامبورگ در دوران سخت، مکانی بسیار مهم برای حفظ روابط بین انگلستان و فرانسه بود. در اینجا، همانطور که آقای فرود میگوید، «دوست لرد داونشایر» امکانات گستردهای برای دسترسی به عمیقترین اسرار ایرلندیهای متحد داشت. اظهارات بیتکلف هوپ نشان میدهد که چگونه این «شخص» میتوانست به اطلاعات محرمانه لیدی ادوارد مشگین شهر فیتزجرالد و دوستان سیاسی او در هامبورگ دسترسی داشته باشد.
پاورقیها: [27]در فصل هفتم، ادعای من بر اساس شواهد قطعی اثبات خواهد شد، شواهدی که تا سالها پس از فرآیند کند استنتاج منطقی، خود را نشان نداده بودند. همچنین به پیوست همین جلد مراجعه کنید . [28]«مارکی شمالی» البته لرد داونشایر بود. [29]«فانوس دریایی از میان گذرگاههای تاریک، با کلیدی به تالارهای مخفی»، عنوانی بود که در ابتدا برای کتاب حاضر انتخاب شده بود، اما در نهایت آن را کنار گذاشتم.
صدرا