جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ | ۱۲:۰۹ ۵ بازديد
حفظ کنند.» پیش از این، اولیری رسالههای متفرقه خود را «به بزرگان و برادران راهبان سنت پاتریک» تقدیم کرده بود و با شوخطبعی همیشگی خود، آنها را «پدران محترم و برادران برجسته» خطاب میکرد. [صفحه ۲۲۴] او پیش از این در نکوهش نقشههای فرانسه برای ایرلند نوشته بود؛ و چه طبیعیتر طلسم از این که اکنون از او خواسته شود حرکات برخی از فرستادگان فرانسوی را که به دولت خبر رسیده بود به دوبلین رسیدهاند و با رهبران کاتولیک برای رهایی از یوغ بریتانیا توطئه میکنند، ردیابی کند.[542] این وظیفه اولیری، به عنوان یک وفادار وفادار، ممکن است وجدان خود را با تلاش برای انجام آن راضی کرده باشد، به خصوص که او باید میدانست که در سال 1784 کاتولیکها، به عنوان یک درچه نهاد، هیچ نقشه خیانتآمیزی نداشتند، اگرچه بدون
شک، ممکن است چند استثنا پیدا شود. در واقع، دوستش ادموند برک، عضو طلسم نویس وزارتخانه در سال 1783، اعلام کرد، اما بعداً، که «کاتولیکهای رومی ایرلندی همه جا وفادار جادو و طلسمات بودند، مگر در مقاطع خاصی که وفاداری آنها به دلیل تماس با پروتستانها خدشهدار شده بود.» ارد،[543] در حالی که از اولری استفاده میکرد، او را رذل میدانست؛ با این حال وانمود میکرد که آماده است گزارشهای او را باور کند. مکاتبات مفصل کنت داهمار، سفیر فرانسه در لندن، با دولتش، بهترین دعانویس شهر اکنون برای پرسشگران در وزارت امور خارجه فرانسه در دسترس است؛ اما از آنجایی که در این دوره هیچ اشارهای به هیچ مأمور فرانسوی در ایرلند نمیکند، این داستان ممکن راوند است کمی بهتر از یکی از افسانههای هیجانانگیزی باشد که اغلب در نامههای خبرچینان به هیئت اجرایی ایرلند
اما، اگرچه هیچ مدرک مستندی مبنی بر حضور یک مأمور فرانسوی در دوبلین در سال 1784 وجود ندارد، طلسم نویس اما مسلم است که [صفحه ۲۲۵]که پنج سال بعد، یعنی در سال ۱۷۸۹، شخصی به نام بنکرافت، که طلسم اصالتاً آمریکایی بود، برای یک مأموریت مخفی جادو و طلسمات جادو و طلسمات از فرانسه به ایرلند فرستاده شد. در طول دوره پرآشوبی که گفته میشود اولیری به جریان انداخته است، هیچ دستگیری مهمی رخ نداده است؛ اما قانون از سال ۱۷۷۹ به حالت تعلیق درنیامده بود و تا سال ۱۷۹۴ که پیت این تعلیق قهدریجان را تمدید کرد، این اتفاق نیفتاد. در تحلیل زندگی اولیری و قضاوت در مورد رفتار او، منصفانه نیست که هرگونه اظهار نظر او در مورد تمایل به تبرئه کردن را نادیده بگیریم؛ اما اگر مدح و ستایش
مورد نظر است، خواننده باید به خاطرات انگلند، باکلی و برخی طلسم دیگر مراجعه کند. تقریباً آخرین اجرای عمومی اولیری در سال ۱۸۰۰ منتشر شد: «سخنرانی طلسم خطاب به لردهای پارلمان، به همراه شرحی از لایحه سر اچ. میلدمی در مورد راهبهها». او گفت وفاداری او ناشی از ضرورت یا سیاست وقتشناسی نبود، زیرا در فرانسه، جایی که قوانین جزایی انگلستان او را به دعا سمت تحصیل دعا سوق داد، و جایی که کاتولیکهای ایرلند حوزههای علمیه و صومعههایی با پذیرش کامل در تمام مقاطع دانشگاههای خود داشتند، من در برابر هرگونه درخواستی برای استخدام هر یک از رعایای این پادشاهیها در خدمت پادشاه فرانسه مقاومت کردم ، اگرچه در آن زمان از هر فرصتی داران برای انتصاب به سرپرستی زندانها و بیمارستانها در طول جنگها برخوردار بودم.
علاقه من این بود که خودم را به افراد صاحب قدرت توصیه کنم، و در نتیجه بیشتر علاقه من این بود که بیشتر یک درباری باشم تا یک اخلاقگرا. سنت پل وقتی حقیقت را بیان میکند، خدا را به بهترین دعانویس شهر شهادت میطلبد: من هم میتوانم وقتی ادعا میکنم وجدان، قانون رفتار من است، همین کار را بکنم.[546] این موضوع همچنین نشان میدهد که اولیری هیچ علاقهای به پادشاه فرانسه نداشت جادو و طلسمات و حالا که مستمریبگیر انگلستان بود، به سختی میتوانست از کشف مأموران فرانسوی گزارششده در دوبلین که فولاد شهر گفته میشود به همراه نپر تندی، «زانو زده» و «لویی فرانسه» را جادو و طلسمات نوشیدهاند، اعتراض کند.
داستان اخیر - که توسط نایبالسلطنه، روتلند، در ... او روایت شده است [صفحه ۲۲۶]نامه به سیدنی - در ظاهر امر، نامحتمل به نظر میرسد. عجیب به نظر میرسد که تندی و حزبش، که اندکی بعد جمهوریخواهان سرخ و متحدان کارنو و هوچ شدند، به سلامتی لویی شانزدهم زانو زده، نوش جان کنند.[547] آنها عمدتاً پروتستان بودند؛ و جان اوکانل، در طلسم نویس طلسم کتاب «زندگی پدرش»، میگوید که شیرز با نشان دادن شادمانه دستمالی آغشته به خون پادشاه فرانسه، آزادیبخش آینده را شوکه کرد.
شک، ممکن است چند استثنا پیدا شود. در واقع، دوستش ادموند برک، عضو طلسم نویس وزارتخانه در سال 1783، اعلام کرد، اما بعداً، که «کاتولیکهای رومی ایرلندی همه جا وفادار جادو و طلسمات بودند، مگر در مقاطع خاصی که وفاداری آنها به دلیل تماس با پروتستانها خدشهدار شده بود.» ارد،[543] در حالی که از اولری استفاده میکرد، او را رذل میدانست؛ با این حال وانمود میکرد که آماده است گزارشهای او را باور کند. مکاتبات مفصل کنت داهمار، سفیر فرانسه در لندن، با دولتش، بهترین دعانویس شهر اکنون برای پرسشگران در وزارت امور خارجه فرانسه در دسترس است؛ اما از آنجایی که در این دوره هیچ اشارهای به هیچ مأمور فرانسوی در ایرلند نمیکند، این داستان ممکن راوند است کمی بهتر از یکی از افسانههای هیجانانگیزی باشد که اغلب در نامههای خبرچینان به هیئت اجرایی ایرلند
اما، اگرچه هیچ مدرک مستندی مبنی بر حضور یک مأمور فرانسوی در دوبلین در سال 1784 وجود ندارد، طلسم نویس اما مسلم است که [صفحه ۲۲۵]که پنج سال بعد، یعنی در سال ۱۷۸۹، شخصی به نام بنکرافت، که طلسم اصالتاً آمریکایی بود، برای یک مأموریت مخفی جادو و طلسمات جادو و طلسمات از فرانسه به ایرلند فرستاده شد. در طول دوره پرآشوبی که گفته میشود اولیری به جریان انداخته است، هیچ دستگیری مهمی رخ نداده است؛ اما قانون از سال ۱۷۷۹ به حالت تعلیق درنیامده بود و تا سال ۱۷۹۴ که پیت این تعلیق قهدریجان را تمدید کرد، این اتفاق نیفتاد. در تحلیل زندگی اولیری و قضاوت در مورد رفتار او، منصفانه نیست که هرگونه اظهار نظر او در مورد تمایل به تبرئه کردن را نادیده بگیریم؛ اما اگر مدح و ستایش
مورد نظر است، خواننده باید به خاطرات انگلند، باکلی و برخی طلسم دیگر مراجعه کند. تقریباً آخرین اجرای عمومی اولیری در سال ۱۸۰۰ منتشر شد: «سخنرانی طلسم خطاب به لردهای پارلمان، به همراه شرحی از لایحه سر اچ. میلدمی در مورد راهبهها». او گفت وفاداری او ناشی از ضرورت یا سیاست وقتشناسی نبود، زیرا در فرانسه، جایی که قوانین جزایی انگلستان او را به دعا سمت تحصیل دعا سوق داد، و جایی که کاتولیکهای ایرلند حوزههای علمیه و صومعههایی با پذیرش کامل در تمام مقاطع دانشگاههای خود داشتند، من در برابر هرگونه درخواستی برای استخدام هر یک از رعایای این پادشاهیها در خدمت پادشاه فرانسه مقاومت کردم ، اگرچه در آن زمان از هر فرصتی داران برای انتصاب به سرپرستی زندانها و بیمارستانها در طول جنگها برخوردار بودم.
علاقه من این بود که خودم را به افراد صاحب قدرت توصیه کنم، و در نتیجه بیشتر علاقه من این بود که بیشتر یک درباری باشم تا یک اخلاقگرا. سنت پل وقتی حقیقت را بیان میکند، خدا را به بهترین دعانویس شهر شهادت میطلبد: من هم میتوانم وقتی ادعا میکنم وجدان، قانون رفتار من است، همین کار را بکنم.[546] این موضوع همچنین نشان میدهد که اولیری هیچ علاقهای به پادشاه فرانسه نداشت جادو و طلسمات و حالا که مستمریبگیر انگلستان بود، به سختی میتوانست از کشف مأموران فرانسوی گزارششده در دوبلین که فولاد شهر گفته میشود به همراه نپر تندی، «زانو زده» و «لویی فرانسه» را جادو و طلسمات نوشیدهاند، اعتراض کند.
داستان اخیر - که توسط نایبالسلطنه، روتلند، در ... او روایت شده است [صفحه ۲۲۶]نامه به سیدنی - در ظاهر امر، نامحتمل به نظر میرسد. عجیب به نظر میرسد که تندی و حزبش، که اندکی بعد جمهوریخواهان سرخ و متحدان کارنو و هوچ شدند، به سلامتی لویی شانزدهم زانو زده، نوش جان کنند.[547] آنها عمدتاً پروتستان بودند؛ و جان اوکانل، در طلسم نویس طلسم کتاب «زندگی پدرش»، میگوید که شیرز با نشان دادن شادمانه دستمالی آغشته به خون پادشاه فرانسه، آزادیبخش آینده را شوکه کرد.
صدرا