یکشنبه ۰۳ اسفند ۰۴ | ۱۳:۵۶ ۵ بازديد
هرگز ندیدم که از یک شوخی ناراحت شود، جز یک بار. آن هم زمانی بود که دعا طلسم نویس پلتی آمتورن به او گفت که همسرش روزنامه دموکرات را بهترین روزنامهای میداند که تا به حال دیده است. او با غرور باد کردهاش اجازه داد آیرز چند دکمه از جلیقهاش را پاره کند و سپس توضیح داد که روزنامه دموکرات ، وقتی به دو قسمت تقسیم شود، دقیقاً اندازه قفسههای انباری همسرش است و لازم نیست آن را کمی مرتب کند. پیرمرد بدون هیچ حرفی برگشت و آن هفته آتش قدیمیاش را روشن کرد و مطلب زیر را گلبهار برای صفحه محلی نوشت: یک شهروند هومبورگ که بهترین دعانویس شهر طلسم نویس بیست سال است هیچ کار هیجانانگیزتری از پرداخت طلسم نکردن قبض طلسم نویس مواد غذاییاش انجام نداده، مسخره کرد.[صفحه ۱۶۱]هفتهی پیش توی دموکراتها ،
جلوی چشممان بود چون دیگر خبری نبود. مثلاً خبر - خبر در هومبرگ؟ خبر در شهری که یک مهمانی بستنیفروشی حسابی سر و صدا میکند و دعوای سگها سه ساعت کار را تعطیل میکند؟ خبر در شهری که پنج سال طول میکشد تا چند نفر عروسیشان را آماده کنند و هفت نوع کیک عروسی تنها خبر آن است؟ جایی که کلانتر شهر دو سال است کسی را گناباد دستگیر نکرده چون هیچکس بعد از ساعت نه شب کاری طلسم جز خروپف نکرده، و جایی که مجبورند چراغها را جفت جفت روشن کنند تا از تنها شدنشان جلوگیری شود؟ ما از هومبرگ خبر چاپ نمیکنیم چون خبری طلسم نیست، و خروس پیری که به ما پرخاش کرد این را میداند.
او ناراحت است چون تابستان گذشته نتوانستیم از سفرش به پینزویل هشت مایل دورتر، نیم ستون خبری بسازیم، اما قول میدهیم بهتر عمل کنیم. ظرف خمیر را در آتش میاندازیم، قیچیهای کهنه را از پنجره بیرون میاندازیم و یک هفتهی دیگر یک دموکرات جیغزن جادو و طلسمات معمولی بیرون میآوریم ؛ کاغذی با جوهر قرمز و تیترهای بزرگ و یک خبر واقعی چناران در آن. وقتی این فسیل قدیمی و گستاخ از بین برود، ما این کار را خواهیم کرد.[صفحه ۱۶۲]سهم خودش. طلسم نویس وقتی حق اشتراک طلسم شش سالهاش را پرداخت کند، دو ستون در موردش خواهیم نوشت. و حتی آن موقع هم هیچکس باور نخواهد کرد.
لیف سیمپسون، که آرگوس را اداره میکند ، از آیرز جوانتر و جاهطلبتر است. اوه، بله، ما دو روزنامه داریم. در شهری به بزرگی هومبرگ، شما به سادگی باید دو روزنامه داشته باشید، زیرا نیمی از مردم همیشه از یک روزنامه عصبانی هستند. فهرست اشتراک آرگوس و دموکراتها تقریباً هر هفت سال یک بار منتشر میشود - بدون احتساب دموکراتهای سرسخت و سرخس جمهوریخواهان دمدمی مزاج که باید از روزنامههایشان دعا حمایت کنند، چه از آنها عصبانی شوند و چه نشوند. من حدود پنج سال است که دموکرات بهترین دعانویس شهر را انتخاب میکنم ، زیرا سیمپسون یک سال در انتخابات مدرسه آنقدر مشغول بود که نمیتوانست با من هماهنگ جادو و طلسمات باشد.
برای من خیلی سخت است، زیرا سیمپسون روزنامه بهتری را اداره میکند. اما همسایهام، سیم اسکینسون، دموکرات را بیشتر دوست دارد و نمیتواند آن را تحمل طلسم کند زیرا تمام وقتش را صرف آن کرد.[صفحه لردگان بهترین دعانویس شهر ۱۶۳]یک هفته با خانوادهام به شیکاگو رفتم، و آیرز از این واقعیت چشمپوشی کرد. بنابراین او هر هفته روزنامه دموکرات من را قرض میگیرد و من آرگوس او را میگیرم ، و به این ترتیب هر دوی ما دیوانگی و شرافت خود را حفظ میکنیم و به هر چه میخواهیم، به طور یکسان، دست مییابیم. اگر چیزی شدیدتر از رقابت بین دو روزنامه دعا هفتگی در یک شهر کوچک وجود داشته باشد، دوست دارم آن را ببینم - اما نه آن را حس کنم.
این نوعی رقابت جستجوگرانه است که به نظر میرسد در تمام جزئیات امور شهر نفوذ میکند. ما مردم شهر توسط سردبیرانمان بر اساس حمایتی که از ما میشود، قضاوت میشویم. اگر مردی دو کار متوالی سربرگداری را به آرگوس بدهد ، آیرز به او به جادو و طلسمات عنوان مردی نگاه میکند که از پشت به او خنجر زده و شمشیر را چرخانده است. اگر هیئت جادو و طلسمات آموزش و پرورش یک سال ۶۷ دلار برای دعوتنامههای جشن فارغالتحصیلی با دموکراتها و سال بعد ۶۹.۵۰ دلار با آرگوس هزینه کند ، اوضاع تا زمانی که تبعیض توضیح داده نشود، دوباره آرام و صلحآمیز نخواهد شد.
وقتی[صفحه ۱۶۴]دوقلوها به مردی میرسند که همیشه آرگوس را به دموکرات ترجیح داده است ، پیرمرد آیرز سرش را تکان میدهد انگار که میگوید: «خودش باعث این اتفاق شده است»؛ و وقتی لیف سیمپسون با مردی
جلوی چشممان بود چون دیگر خبری نبود. مثلاً خبر - خبر در هومبرگ؟ خبر در شهری که یک مهمانی بستنیفروشی حسابی سر و صدا میکند و دعوای سگها سه ساعت کار را تعطیل میکند؟ خبر در شهری که پنج سال طول میکشد تا چند نفر عروسیشان را آماده کنند و هفت نوع کیک عروسی تنها خبر آن است؟ جایی که کلانتر شهر دو سال است کسی را گناباد دستگیر نکرده چون هیچکس بعد از ساعت نه شب کاری طلسم جز خروپف نکرده، و جایی که مجبورند چراغها را جفت جفت روشن کنند تا از تنها شدنشان جلوگیری شود؟ ما از هومبرگ خبر چاپ نمیکنیم چون خبری طلسم نیست، و خروس پیری که به ما پرخاش کرد این را میداند.
او ناراحت است چون تابستان گذشته نتوانستیم از سفرش به پینزویل هشت مایل دورتر، نیم ستون خبری بسازیم، اما قول میدهیم بهتر عمل کنیم. ظرف خمیر را در آتش میاندازیم، قیچیهای کهنه را از پنجره بیرون میاندازیم و یک هفتهی دیگر یک دموکرات جیغزن جادو و طلسمات معمولی بیرون میآوریم ؛ کاغذی با جوهر قرمز و تیترهای بزرگ و یک خبر واقعی چناران در آن. وقتی این فسیل قدیمی و گستاخ از بین برود، ما این کار را خواهیم کرد.[صفحه ۱۶۲]سهم خودش. طلسم نویس وقتی حق اشتراک طلسم شش سالهاش را پرداخت کند، دو ستون در موردش خواهیم نوشت. و حتی آن موقع هم هیچکس باور نخواهد کرد.
لیف سیمپسون، که آرگوس را اداره میکند ، از آیرز جوانتر و جاهطلبتر است. اوه، بله، ما دو روزنامه داریم. در شهری به بزرگی هومبرگ، شما به سادگی باید دو روزنامه داشته باشید، زیرا نیمی از مردم همیشه از یک روزنامه عصبانی هستند. فهرست اشتراک آرگوس و دموکراتها تقریباً هر هفت سال یک بار منتشر میشود - بدون احتساب دموکراتهای سرسخت و سرخس جمهوریخواهان دمدمی مزاج که باید از روزنامههایشان دعا حمایت کنند، چه از آنها عصبانی شوند و چه نشوند. من حدود پنج سال است که دموکرات بهترین دعانویس شهر را انتخاب میکنم ، زیرا سیمپسون یک سال در انتخابات مدرسه آنقدر مشغول بود که نمیتوانست با من هماهنگ جادو و طلسمات باشد.
برای من خیلی سخت است، زیرا سیمپسون روزنامه بهتری را اداره میکند. اما همسایهام، سیم اسکینسون، دموکرات را بیشتر دوست دارد و نمیتواند آن را تحمل طلسم کند زیرا تمام وقتش را صرف آن کرد.[صفحه لردگان بهترین دعانویس شهر ۱۶۳]یک هفته با خانوادهام به شیکاگو رفتم، و آیرز از این واقعیت چشمپوشی کرد. بنابراین او هر هفته روزنامه دموکرات من را قرض میگیرد و من آرگوس او را میگیرم ، و به این ترتیب هر دوی ما دیوانگی و شرافت خود را حفظ میکنیم و به هر چه میخواهیم، به طور یکسان، دست مییابیم. اگر چیزی شدیدتر از رقابت بین دو روزنامه دعا هفتگی در یک شهر کوچک وجود داشته باشد، دوست دارم آن را ببینم - اما نه آن را حس کنم.
این نوعی رقابت جستجوگرانه است که به نظر میرسد در تمام جزئیات امور شهر نفوذ میکند. ما مردم شهر توسط سردبیرانمان بر اساس حمایتی که از ما میشود، قضاوت میشویم. اگر مردی دو کار متوالی سربرگداری را به آرگوس بدهد ، آیرز به او به جادو و طلسمات عنوان مردی نگاه میکند که از پشت به او خنجر زده و شمشیر را چرخانده است. اگر هیئت جادو و طلسمات آموزش و پرورش یک سال ۶۷ دلار برای دعوتنامههای جشن فارغالتحصیلی با دموکراتها و سال بعد ۶۹.۵۰ دلار با آرگوس هزینه کند ، اوضاع تا زمانی که تبعیض توضیح داده نشود، دوباره آرام و صلحآمیز نخواهد شد.
وقتی[صفحه ۱۶۴]دوقلوها به مردی میرسند که همیشه آرگوس را به دموکرات ترجیح داده است ، پیرمرد آیرز سرش را تکان میدهد انگار که میگوید: «خودش باعث این اتفاق شده است»؛ و وقتی لیف سیمپسون با مردی
صدرا